گروه درمانی سوگ و فقدان | راهنمای شرکت در گروه سوگواری‌های جمعی

گروه درمانی سوگ و فقدان

بسیاری از افرادی که فقدان یک عزیز را تجربه کرده اند، چنین لحظه هایی را می شناسند؛ لحظه هایی که ذهن هنوز با واقعیت از دست دادن هماهنگ نشده است.

سوگ فقط غمگین بودن نیست. می تواند با دلتنگی، خشم، سردرگمی، احساس گناه یا حتی بی حسی عاطفی همراه باشد.

برای افرادی که در خارج از کشور زندگی می کنند، تجربه سوگ گاهی با احساس تنهایی بیشتری همراه می شود؛ به خصوص زمانی که فرد از خانواده و شبکه حمایتی خود دور است. در این شرایط، صحبت با روانشناس ایرانی در سیدنی یا دریافت حمایت از متخصصانی که شرایط مهاجران را درک می کنند، می تواند به فرد کمک کند این مسیر را با حمایت بیشتری طی کند.

گروه درمانی سوگ چیست؟

از دست دادن یک عزیز، پایان یک رابطه، مهاجرت، دوری از خانواده یا حتی از دست دادن بخشی از زندگی که برایمان معنا داشته، می‌تواند تجربه‌ای عمیق از سوگ و فقدان ایجاد کند. برخلاف تصور رایج، سوگ فقط به مرگ محدود نمی‌شود؛ هر نوع از دست دادن مهم می‌تواند فرآیندی شبیه سوگواری را در ما فعال کند.

گروه درمانی سوگ یکی از روش‌های حمایتی است که به افراد کمک می‌کند در کنار کسانی که شرایط مشابهی را تجربه کرده‌اند، درباره احساسات، افکار و چالش‌های خود صحبت کنند و مسیر سوگواری را با حمایت بیشتری طی کنند.

سوگ چگونه بر سلامت روان تأثیر می‌گذارد؟

سوگ تجربه‌ای کاملاً طبیعی است، اما می‌تواند جنبه‌های مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. افراد ممکن است مجموعه‌ای از واکنش‌های هیجانی، شناختی و جسمی را تجربه کنند.

واکنش‌های رایج سوگ عبارت‌اند از:

  • غم و اندوه عمیق
  • خشم یا احساس بی‌عدالتی
  • احساس گناه
  • اضطراب و نگرانی
  • بی‌حسی هیجانی
  • اختلال خواب
  • خستگی مداوم
  • کاهش تمرکز
  • احساس پوچی

در روان‌شناسی، مدل‌های مختلفی برای توصیف روند سوگ ارائه شده‌اند. یکی از شناخته‌شده‌ترین آن‌ها، الگوی پنج مرحله‌ای سوگ است که شامل انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی و پذیرش می‌شود. با این حال، امروزه متخصصان تأکید می‌کنند که این مراحل لزوماً به ترتیب اتفاق نمی‌افتند و همه افراد نیز تمام آن‌ها را تجربه نمی‌کنند.

برخی افراد ممکن است در روزها یا هفته‌های نخست بیشتر احساس شوک و ناباوری داشته باشند، در حالی که برخی دیگر خشم، غم عمیق یا اضطراب را زودتر تجربه کنند. همچنین ممکن است فرد بین احساسات مختلف جابه‌جا شود و بارها به واکنش‌هایی بازگردد که تصور می‌کرد از آن‌ها عبور کرده است.

نکته مهم این است که هیچ الگوی واحدی برای سوگواری وجود ندارد. سوگ یک فرایند کاملاً فردی است و هر شخص آن را با سرعت، شدت و شیوه خاص خود تجربه می‌کند.

سوگ چه تفاوتی با افسردگی دارد؟

غم عمیق، بی‌خوابی، کاهش تمرکز یا کاهش اشتها هم در سوگ و هم در افسردگی دیده می‌شوند. به همین دلیل، بسیاری از افراد این دو را با یکدیگر اشتباه می‌گیرند. اما این دو تجربه، اگرچه ممکن است شباهت‌هایی داشته باشند، یکسان نیستند.

سوگ، واکنشی طبیعی به از دست دادن یک فرد، رابطه یا بخشی مهم از زندگی است. در این فرایند، شدت احساسات معمولاً با گذشت زمان تغییر می‌کند و فرد ممکن است در کنار غم، لحظاتی از آرامش، امید یا ارتباط با دیگران را نیز تجربه کند. در مقابل، افسردگی اساسی یک اختلال خلقی است که می‌تواند بدون تجربه فقدان نیز رخ دهد و معمولاً با احساس مداوم ناامیدی، کاهش علاقه به فعالیت‌های روزمره، احساس بی‌ارزشی و اختلال قابل‌توجه در عملکرد فرد همراه است.

بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-5-TR)، وجود علائمی مانند غم، بی‌خوابی یا کاهش اشتها پس از فقدان، به‌تنهایی به معنای ابتلا به افسردگی نیست. تشخیص افسردگی نیازمند ارزیابی دقیق مجموعه علائم، شدت آن‌ها، مدت زمان تداوم و تأثیرشان بر عملکرد فرد است.

البته در برخی افراد، سوگ و افسردگی ممکن است هم‌زمان وجود داشته باشند. اگر احساس می‌کنید شدت غم و ناامیدی برای مدت طولانی ادامه دارد، انجام فعالیت‌های روزمره برایتان دشوار شده است یا افکار آسیب رساندن به خود را تجربه می‌کنید، بهتر است از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید.

چه زمانی بهتر است به گروه درمانی سوگ بپیوندیم؟

انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) سوگ را پاسخی طبیعی به فقدان می‌داند و تأکید می‌کند که روند سوگواری برای همه افراد یکسان نیست. به همین دلیل، زمان مناسب برای دریافت حمایت روان‌شناختی نیز به شرایط، نیازها و آمادگی هر فرد بستگی دارد.

برخی افراد چند هفته پس از فقدان احساس می‌کنند به فضایی امن برای صحبت کردن و دریافت حمایت نیاز دارند، در حالی که برخی دیگر ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد، زمانی که متوجه می‌شوند همچنان با احساساتی مانند غم، خشم، احساس گناه یا تنهایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، تصمیم بگیرند در یک گروه درمانی شرکت کنند.

از نگاه متخصصان، اگر سوگ باعث شده است فرد برای مدت طولانی در انجام فعالیت‌های روزمره، برقراری روابط یا بازگشت به زندگی عادی با دشواری قابل‌توجهی روبه‌رو باشد، دریافت حمایت حرفه‌ای می‌تواند مفید باشد. این حمایت ممکن است به شکل درمان فردی، گروه درمانی یا ترکیبی از هر دو ارائه شود.

در عین حال، اگر فرد در روزهای ابتدایی پس از فقدان هنوز در شوک است یا احساس می‌کند آمادگی حضور در یک گروه را ندارد، لزوماً نیازی نیست خود را برای شرکت در جلسات تحت فشار قرار دهد. مهم این است که هر فرد بتواند با توجه به آمادگی روانی خود، مناسب‌ترین زمان را برای دریافت حمایت انتخاب کند.

گروه درمانی سوگ چگونه برگزار می‌شود؟

در جلسات گروه درمانی سوگ، اعضا در محیطی امن و محرمانه گرد هم می‌آیند و درباره تجربه‌های خود صحبت می‌کنند. درمانگر یا تسهیل‌گر گروه به هدایت گفتگو کمک می‌کند و محیطی فراهم می‌کند که افراد بتوانند احساسات خود را بدون ترس از قضاوت بیان کنند.

در این جلسات، افراد فرصت پیدا می‌کنند درباره تجربه فقدان و تأثیر آن بر زندگی خود صحبت کنند و به تدریج با واقعیت از دست دادن عزیزشان کنار بیایند. همچنین فضایی فراهم می‌شود تا احساسات پیچیده‌ای مانند غم، خشم، دلتنگی یا سردرگمی مورد بررسی قرار گیرد و افراد راه‌های سالم‌تری برای مواجهه با آن‌ها پیدا کنند. بخشی از جلسات نیز به چالش‌هایی مانند تنهایی پس از فقدان، حفظ پیوند عاطفی و نمادین با فرد از دست رفته و سازگار شدن با تغییرات زندگی اختصاص دارد. در نهایت، شرکت‌کنندگان تشویق می‌شوند تا ضمن پذیرش این تجربه دشوار، مسیر بازسازی زندگی و یافتن معنا در شرایط جدید را برای خود کشف کنند.

چرا گروه درمانی سوگ می‌تواند مؤثر باشد؟

یکی از دشوارترین بخش‌های سوگواری، احساس تنهایی است. بسیاری از افراد احساس می‌کنند اطرافیانشان نمی‌توانند عمق تجربه آن‌ها را درک کنند.

گروه درمانی سوگ این فرصت را فراهم می‌کند که فرد با کسانی ارتباط برقرار کند که بخشی از این تجربه را می‌شناسند.

مزایای گروه درمانی سوگ تنها به صحبت کردن درباره فقدان محدود نمی‌شود. بسیاری از افراد پس از شرکت در این جلسات گزارش می‌کنند که احساس تنهایی و انزوای کمتری دارند، زیرا با افرادی در ارتباط قرار می‌گیرند که تجربه‌های مشابهی را پشت سر گذاشته‌اند. شنیده شدن و درک شدن در محیطی حمایت‎کننده می‌تواند به کاهش فشارهای عاطفی کمک کند و احساس تعلق بیشتری ایجاد کند.

علاوه بر این، اعضای گروه فرصت دارند از تجربه‌ها و راهکارهای یکدیگر برای کنار آمدن با سوگ بیاموزند. این فرایند می‌تواند به افراد کمک کند روش‌های سازگارانه‌تری برای مواجهه با احساسات دشوار پیدا کنند، احساس شرم یا گناه کمتری را تجربه کنند و از حمایت عاطفی افرادی بهره‌مند شوند که بخشی از مسیر آن‌ها را به خوبی درک می‌کنند.

یکی از باورهای اشتباه درباره سوگ

بسیاری از افراد تصور می‌کنند که باید بعد از مدت مشخصی از فقدان به زندگی عادی برگردند یا دیگر ناراحت نباشند. بعضی‌ها حتی خودشان را به خاطر ادامه داشتن غم، دلتنگی یا گریه کردن سرزنش می‌کنند.

اما سوگ یک مسئله نیست که حل شود یا پایانی مشخص داشته باشد. بسیاری از افراد یاد می‌گیرند در کنار فقدان زندگی کنند، نه اینکه آن را کاملاً پشت سر بگذارند. به همین دلیل، مقایسه کردن روند سوگواری خود با دیگران معمولاً کمکی نمی‌کند و حتی می‌تواند احساس فشار یا ناکافی بودن را افزایش دهد.

همچنین، یکی از باورهای رایج این است که برای کنار آمدن با سوگ، باید رابطه عاطفی خود را با فرد از دست‌رفته کاملاً قطع کنیم. اما امروزه بسیاری از متخصصان سلامت روان با این دیدگاه موافق نیستند. نویسندگان در کتاب Continuing Bonds: New Understandings of Grief توضیح می‌دهند که بسیاری از افراد، پس از فقدان، همچنان احساس می‌کنند عزیزشان به شکلی در زندگی آن‌ها حضور دارد. این حضور ممکن است در قالب یادآوری خاطرات، الهام گرفتن از ارزش‌ها یا فکر کردن به او در تصمیم‌های مهم زندگی باشد. در بسیاری از موارد، حفظ چنین پیوندی نه‌تنها طبیعی است، بلکه می‌تواند به سازگار شدن با فقدان نیز کمک کند.

آیا گروه درمانی سوگ برای همه مناسب است؟

اگرچه بسیاری از افراد از حضور در گروه درمانی سوگ سود می‌برند، اما این روش برای همه افراد در همه مراحل سوگواری مناسب نیست.

برخی افراد ترجیح می‌دهند در ابتدا احساسات خود را به صورت فردی پردازش کنند و بعداً به یک گروه حمایتی بپیوندند. همچنین در مواردی که فرد با علائم شدید افسردگی، افکار خودآسیب‌رسان یا مشکلات پیچیده سلامت روان مواجه باشد، ممکن است درمان فردی در اولویت قرار گیرد.

به همین دلیل، ارزیابی اولیه توسط یک متخصص سلامت روان اهمیت زیادی دارد. درمانگر می‌تواند با توجه به شرایط، نیازها و مرحله سوگواری هر فرد، مناسب‌ترین نوع حمایت را پیشنهاد دهد.

سوگ مهاجرت؛ فقدانی که کمتر دیده می‌شود

بسیاری از مهاجران بدون آنکه متوجه باشند، نوعی سوگ مداوم را تجربه می‌کنند.

در مداینفنیت از زبان مهاجران فارسی‌زبان، بارها شنیده‌ایم که با وجود رضایت از تصمیم مهاجرت، هنوز دلتنگ بخش‌هایی از زندگی گذشته خود هستند. بعضی‌ها از نبود دورهمی‌های خانوادگی می‌گویند، بعضی از اینکه دیگر نمی‌توانند به راحتی با زبان مادری خود ارتباط برقرار کنند و برخی هم از حس غریبی که حتی سال‌ها بعد از مهاجرت همراهشان مانده است.

این احساسات همیشه به شکل سوگ شناخته نمی‌شوند. بسیاری از افراد با خودشان می‌گویند: «من خودم این مسیر رو انتخاب کردم، پس نباید ناراحت باشم.» اما در عمل، دور شدن از آدم‌ها، مکان‌ها و بخش‌هایی از هویت آشنا می‌تواند نوعی احساس فقدان ایجاد کند.

بعضی از مهاجران می‌گویند سوگ مهاجرت شبیه فقدانی است که هیچ مراسمی برای آن وجود ندارد. کسی برای از دست دادن محله قدیمی، زبان روزمره، جمع‌های خانوادگی یا دوستی‌های قدیمی مراسم سوگواری برگزار نمی‌کند، اما نبودن این بخش‌ها می‌تواند برای مدت طولانی احساس دلتنگی یا فقدان ایجاد کند.

تجربه‌ای که در میان بسیاری از مهاجران دیده می‌شود

هنگام فوت یک عزیز، برای برخی از مهاجران سوگ تنها به از دست دادن او محدود نمی‌شود. فاصله جغرافیایی، تفاوت زمانی و ناتوانی در حضور کنار خانواده باعث می‌شود بسیاری از افراد احساس کنند بخشی از فرآیند خداحافظی یا سوگواری را از دست داده‌اند.

در گفتگو با مراجعان فارسی‌زبان، گاهی می‌شنویم که دشوارترین بخش ماجرا نه فقط خود فقدان، بلکه تجربه آن در تنهایی و دور از افرادی است که می‌توانستند منبع حمایت عاطفی باشند. برخی افراد حتی ماه‌ها پس از این اتفاق، همچنان با احساس ناتمام بودن سوگ یا دلتنگی عمیق دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در چنین شرایطی، حضور در یک گروه حمایتی یا گروه درمانی سوگ می‌تواند فرصتی فراهم کند تا افراد احساسات خود را در محیطی بدون قضاوت بیان کنند و با کسانی ارتباط بگیرند که شرایط مشابهی را پشت سر گذاشته‌اند.

در جلسات، گاهی افرادی را می‌بینیم که می‌گویند ماه‌ها تلاش کرده‌اند قوی بمانند و احساسات خود را کنار بگذارند؛ اما درست زمانی که تصور می‌کردند با فقدان کنار آمده‌اند، موجی از دلتنگی، خشم یا غم دوباره به سراغشان آمده است. شنیدن تجربه‌های مشابه از دیگر اعضای گروه می‌تواند به آن‌ها یادآوری کند که این فراز و فرودها بخشی طبیعی از روند سوگواری هستند.

چه کسانی می‌توانند از گروه درمانی سوگ بهره ببرند؟

گروه درمانی سوگ می‌تواند برای افرادی مفید باشد که:

  • یکی از عزیزان خود را از دست داده‌اند.
  • با پایان یک رابطه مهم مواجه شده‌اند.
  • تجربه مهاجرت و دوری از خانواده را دارند.
  • احساس می‌کنند در سوگ خود تنها مانده‌اند.
  • به دنبال فضایی امن برای بیان احساسات هستند.
  • می‌خواهند از تجربه دیگران بیاموزند.

آیا صحبت کردن درباره سوگ باعث بدتر شدن حال فرد می‌شود؟

این نگرانی کاملاً رایج است؛ بسیاری از افراد تصور می‌کنند که صحبت کردن درباره فرد از دست‌رفته یا مرور تجربه فقدان، باعث تشدید غم و ناراحتی می‌شود. با این حال، یافته‌های پژوهشی در حوزه سوگ و سلامت روان نشان می‌دهند که اجتناب مداوم از احساسات و سرکوب هیجان‌ها معمولاً با افزایش پریشانی روانی و دشوارتر شدن روند سازگاری همراه است.

متخصصان سلامت روان معتقدند که بیان احساسات در فضایی امن، همدلانه و بدون قضاوت می‌تواند به پردازش تجربه سوگ کمک کند. این فرایند به افراد فرصت می‌دهد تا معنای فقدان را بهتر درک کنند، احساسات پیچیده خود را بشناسند و به تدریج با واقعیت جدید زندگی سازگار شوند.

البته صحبت کردن درباره سوگ به معنای وادار کردن فرد به بازگو کردن جزئیات دردناک نیست. مهم است که هر فرد با سرعت و آمادگی روانی خود پیش برود و در صورت نیاز از حمایت یک درمانگر یا گروه حمایتی بهره‌مند شود.

چگونه یک گروه درمانی سوگ مناسب انتخاب کنیم؟

پیش از ثبت‌نام، بهتر است به چند نکته توجه کنید:

  • جلسات توسط روان‌شناس یا درمانگر آموزش‌دیده در حوزه سوگ هدایت شود.
  • قوانین محرمانگی و احترام متقابل از ابتدای جلسات به‌طور شفاف توضیح داده شود.
  • تعداد اعضا به اندازه‌ای باشد که همه فرصت مشارکت داشته باشند.
  • هدف جلسات مشخص باشد؛ برخی گروه‌ها صرفاً حمایتی هستند و برخی دیگر رویکرد درمانی ساختاریافته دارند.
  • اگر در خارج از ایران زندگی می‌کنید، گروهی را انتخاب کنید که با چالش‌های مهاجرت، دوری از خانواده و تفاوت‌های فرهنگی نیز آشنا باشد.

در کتاب Grief Counseling and Grief Therapy، نویسنده ( William Worden) تأکید می‌کند که هدف حمایت حرفه‌ای، حذف غم نیست؛ بلکه کمک به فرد برای سازگار شدن با واقعیت فقدان، تجربه هیجان‌های سوگ، بازسازی زندگی و یافتن راهی برای حفظ پیوندی سالم با فرد از دست‌رفته است. انتخاب یک گروه درمانی مناسب می‌تواند این مسیر را ایمن‌تر و مؤثرتر کند.

سوالات متداول

  1. آیا سوگ زمان مشخصی دارد؟
    خیر. هر فرد روند سوگواری متفاوتی را تجربه می‌کند و نمی‌توان زمان مشخصی برای پایان آن تعیین کرد.
  2. آیا شرکت در گروه درمانی سوگ اجباری به صحبت کردن است؟
    خیر. هر فرد می‌تواند به اندازه‌ای که احساس راحتی می‌کند در گفتگوها مشارکت داشته باشد.
  3. آیا سوگِ مهاجرت واقعی است؟
    بله. بسیاری از متخصصان سلامت روان معتقدند که مهاجرت می‌تواند با انواع مختلفی از فقدان همراه باشد و واکنش‌های سوگ را فعال کند.
  4. آیا گروه درمانی سوگ جایگزین درمان فردی است؟
    خیر جایگزین درمان فردی نیست، در برخی موارد می‌تواند مکمل درمان فردی باشد. انتخاب روش مناسب به شرایط و نیازهای هر فرد بستگی دارد.
  5. اگر بعد از چند ماه یا حتی چند سال هنوز درگیر سوگ باشم طبیعی است؟
    بله. شدت و شکل سوگ در افراد مختلف متفاوت است. برخی افراد ممکن است مدت‌ها پس از فقدان نیز در مناسبت‌ها، سالگردها یا موقعیت‌های خاص احساس غم و دلتنگی را تجربه کنند. این موضوع لزوماً به معنای غیرطبیعی بودن روند سوگواری نیست.

سوگ بخشی طبیعی از تجربه انسانی است، اما عبور از آن همیشه آسان نیست. گروه درمانی سوگ و گروه‌های سوگواری جمعی می‌توانند فضایی فراهم کنند که افراد احساسات خود را بیان کنند، از حمایت دیگران بهره ببرند و در مسیر سازگاری با فقدان تنها نباشند.

در مسیر سوگ تنها نمانید

اگر با فقدان، دوری از خانواده، سوگ مهاجرت یا از دست دادن یکی از عزیزان خود روبه‌رو هستید، دریافت حمایت حرفه‌ای می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. مداینفینیت با ارائه مشاوره برای ایرانیان خارج از کشور، گروه‌های حمایتی و دسترسی به درمانگران فارسی‌زبان، تلاش می‌کند فضایی امن برای همراهی در روزهای دشوار فراهم کند. اگر به دنبال روانشناس ایرانی در وین یا روانشناس ایرانی در ملبورن هستید، می‌توانید از طریق مداینفینیت با درمانگران فارسی‌زبان متناسب با نیاز خود ارتباط بگیرید.

به اشتراک بگذارید

مطالب بیشتر

عضویت در مجله سلامت